تبليغاتX
الی متی احار فیک یا مولای

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند.

 

سلام.

تو يكي از اين نشريه هايي كه داشتم مي خوندم به يه روايت از كتاب " نصايح ، آيت الله مشكيني " رسيدم كه به اين صورت نوشته بود :

 

" خداي تعالي به عزيز پيغمبر وحي كرد : چون گناه كوچكي كني، كوچكي گناه را منگر بلكه بزرگي خدايي را ببين كه فرمانش را زير پا نهادي. و هنگامي كه خيري اندك به تو رسد، كمي خير را منگر، بلكه عظمت رازقي را ببين كه اين نعمت را عطا كرده. و چون به بلايي دچار شوي شكايت مرا به مردم نكن، چنان كه من شكايت گناهان تو را به ملائكه نمي كنم ( و اسرار تو را در نظر آنان فاش نمي كنم ) " .

 

وقتي اين روايتو خوندم، درسته كه قبلاً شنيده بودمش، اما اين بار يه احساس خاصي بهم دست داد. شايد اين بار به اين دليل بوده كه قرار شده در موردش بنويسم.

نمي دونم چه طوري و از كجا بايد شروع به نوشتن كنم. ولي وقتي كه به عقب و به دوران سپري كرده خودم نگاه مي كنم، يه جور احساس دلتنگي مي كنم. آخه مني كه هر روز مي رفتم در خونه خدا و ازش شكايت مي كردم كه اين چه وضعيه كه من دارم. مگه من جزء بنده هات نيستم . درسته كه بنده اي گنه كار به اندازه من وجود نداره ( كه با اين همه خطا و گناه حتي نمي تونم بگم كه جزء بنده هاي خدا هستم يا نه؟ ) ، اما من خداي كريم و ارحم الراحميني مثل شما دارم. خدايا مگه نگفتي كه " فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين ". خدايا مگه نمي گن :" هرکه تو را ده بار با نام ارحم الراحمین­ات بخواند تو روی از او بر نمیگردانی" .  پس چرا وضعم اينه؟ و ...

 

مني كه شكر خداي خودم را درست و حسابي هم به جا نمي آوردم، حالا با پررويي كامل رفتم در خونش و دارم ازش شكايت مي كنم. آه چه قدر شرمسارم.

حالا توي اين ماه عزيز هر روز دعاي مخصوص ماه رجب رو مي خونم و هر روز بيشتر از روز قبل به شرمندگيم در برابر خدا اضافه مي شه.

 

يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً

 

 خدايا واقعاً بنده اي به بدي من جزء بنده هات داري؟ 

تازه فهميدم كه چرا اين روايت يه همچين اثر خاصي داشته و توجه منو به خودش جلب كرده :  و هنگامي كه خيري اندك به تو رسد، كمي خير را منگر، بلكه عظمت رازقي را ببين كه اين نعمت را عطا كرده.

در واقع بهتر بگم: تازه فهميدم كه بايد به خدا اعتماد كنم و تمام كارها رو بسپرم دست خودش. چرا كه تازه فهميدم " اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبهايي است و نردبانى به سوى هر بلندایى/ امام جواد علیه السلام بحارالانوار جلد ۵ صفحه ۱۴ "  و اينجاست كه مي گم :

 

شکرت به خاطر همه چیزهایی که دادی و ندادی.........

 

با خوندن جمله آخر، ته دلم يه جور احساس امنيت و آرامش مي كنم. آخه خدا گفته : من شكايت گناهان تو را به ملائكه نمي كنم ( و اسرار تو را در نظر آنان فاش نمي كنم ).

 

يارب يا ارحم الراحمين يا اكرم الاكرمين يا مجيب الداعى اذا دعاك ارزقنا رضاك يارب

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت 11:44  توسط حمید اسدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند.

 

 

آقاجون دلم بدجوري گرفته. خيلي دوست دارم بيام مشهد. كمكم كن همه چي جور بشه

 

 

سلام بر تو اي وارث فاطمه، وارث حسن، وارث حسين سلام الله عليهم اجمعين

سلامي به خلوص ايثار مادرانمان و به صداقت خون جوانانمان و به عمق مهر پيرانمان

شهادت مي دهم كه شما آفرينش را غايتيد، خلقت را رازيد، تكوين را رمزيد و عصمت و طهارت محضيد.

شهادت مي دهم كه شما بهانه خلق زمين و آسمانيد و ولي خدا در هر لحظه و آنيد و حجت خدا در جهانيد.

از آن زمان كه تو در نيشابور سر از كجاوه بيرون آوردي و به كرشمه اي آتش شوق بر جگر سوخته خلايق عاشق زدي و صلاي توحيد سر دادي و آن را مامن و پناهگاه محكم و خدشه ناپذير خواندي و راز ورود به اين قلعه را فاش كردي كه تويي.

از آن زمان ما خورشيد ولايت تو را در سرزمين قلبهاي خويش هميشه در كار طلوع يافتيم و حيات را بي حضور تو در سرزمين خويش ناممكن فهميديم.

عشق ما به اين خاك، تنها از اين روست كه تو در آن آرميده اي و پيوند ناگسستني دل ما به اين فضاي ملكوتي از اين جهت، كه تو در آن تنفس مي كني و رايحه شوق آفرين تو در آن مي پيچد.

چه كسي مي گويد كه ما بي حضور تو توان برخاستن داشتيم؟

چه كسي مي گويد كه ما بي استشمام بوي تو، راه به حقيقت مي برديم؟

چه كسي مي گويد كه ما جز در پرتو تابناك تو، جستن خداوند را مي توانستيم؟ ما هنوز " الله اكبر" هاي تو را با سرو پاي برهنه در نماز شورآفرين عيد، از ياد نبرده ايم. همان طنين گرم ناله هاي غريبانه و مظلومانه توست كه ما پابرهنگان و مظلومان در اين جهان بزرگ را توان ايستادني چنين بخشيده است.

ما از تو آموخته ايم كه هرجا دشمن، لباس فريب بر تن كرد، جامه خدعه پوشيد، نقاب نيرنگ بر چهره آويخت، بر پشتي مكر تكيه زد و بر تخت حيله نشست، با لباس اعجاز آفرين " الله اكبر" لباس فريب را بر تنش بدريم، جامه خدعه را بر اندامش پاره كنيم، نقاب تيرنگ را بر چهره اش بشكنيم، پشت و رويش را هويدا كنيم. از تخت حيله اش به زير افكنيم، به رسواييش بكشانيم و به عزايش بنشانيم.

 

 

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا ... اشهدُ انَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوۃَََََ و ...

چيست راز اينگونه سلام گفتن بر تو؟ راز شهادت به اقامه نماز تو و ايتاي زكات تو؟ راز شهادت به عبادت تو، تا رسيدن به سرمنزل يقين؟

سرچشمه اين راز زلال در محراب مظلوميت علي است و اين همان رازيست كه با جگر سوخته امام حسن (ع) به طشت مي ريزد. و اين راز از سنخ همان رازي است كه وقتي عشق رسول الله بر سر نيزه ها، خارجي معرفي مي شود، هجوم بي رحمانه سنگ از بامهاي جهالت بر هويت خورشيد تكرار مي شود. و اين همان رازي است كه در گريه هاي سجاد موج مي زند...

و اين همان رازي است كه بر جنازه ستم كشيده امام صابر(ع) فرياد مي كنند : هذا امام الرافضه.

دشمن چه كرده ايت با شما آل الله؟ چه تصويري از شما در ذهن عالميان كشيده است كه ما شيعيان هم از وراي صدها سال بايد به نماز خواندن و زكات دادن شما گواهي دهيم؟

اين است كه در زمان ولادت تو هم كه ولادت عشق است و تجلي اسماء حسناي خداوند بر زمين اشك چشمهايمان خشك نمي شود و سنگيني غم جانمان كاستي نمي پذيرد.

خدا ظهور قائمتان را نزديك فرمايد تا اين زخم كهنه چند ساله را نرهم و درماني جانانه باشد.

آمين

سيد مهدي شجاعي " خدا كند كه بيايي "

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 10:50  توسط حمید اسدی  | 

سلام

با خراب شدن سرور ميهن بلاگ ، با پيشنهاد دوستان قرار شد كه مطالب وبلاگ قبلي رو در اينجا هم قرار بدم.

مطلب شماره (۵)

*************************

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند.

 

************************

 

انسان در مسیر تکاملی اش هر چه بیشتر به پیش می رود, تجلی گر اسماء و صفات بیشتری از خداوند متعال می گردد. آدمی در پرتو رهیدگی از خود و پیوستگی با خدا, آیینه صفات جمال و جلال خداوندی می گردد و در هر مرحله ای از سیر به سوی حق, صفتی از صفات  الهی در وجود او جلوه گر و آثار ویژه آن ظاهر می شود. اما زمینه ظهور صفات جمال الهی در وجود زن بسی بیشتر است؛ به همان سان که زمینه تجلی صفات جلال الهی در وجود مرد بیشتر است....

عواطف بی شائبه, ویژگی منحصر به فرد زنان عالم است؛ مردان را بهر کاری دیگر ساخته اند. این عواطف و احساسات, نشانه و نمودی از رحمت ویژه خداوند به بندگانش می باشد, این عشق و محبت سرشار در وجود زن, ظهور و جلوه ای از عشق و محبت خدایی است.

 

... این رحمت و محبتی که در نهاد زن به ودیعت نهاده شده است, چونان حبل و ریسمان محکمی است که رابطه حقیقی بین زن و خدا را برقرار می سازد؛ بسان رشته  مطمئنی است که یک سوی آن در قلب زن و دیگر سوی آن به مقام ذات الهی متصل است. زن, بایستی که این حبل متین را بگیرد و با مددگیری از آن, مداوم به پیش برود تا او را به جایگاه مَقعَدِ صِدقٍ عندَ ملیکٍ مُقتدرٍ رساند.

حضرت زهرا (س), به خاطر لطافت خاص روحی, مظهر تام و تمام رحمت الهی گشته است. از آنجا که رحمت و عطوفت خداوندی در وجود زن, بیشتر جلوه و بروز می نماید و در وجودی که از همه چیز بریده و سراپا فنای در خدا گردیده است, به اوج تجلی می رسد, می توان گفت: ریشه ای ترین و عمیق ترین محبت ها, رحمت ها, رآفت ها, عطوفت ها و مغفرت های خداوند د روجود حضرت زهرا(ع) تجلی و ظهور کرده است. از همین روست که آخرین و گسترده ترین شفاعت ها که خود, نمود و تجلی رحمت بی کرانه الهی است, به دست مهربان فاطمه زهرا(س) صورت می پذیرد.

(جامی از زلال کوثر- استاد مصباح یزدی- ص31 و 33)

 

 

مگر نه فاطمه، محور كسا بود و بقيه وابستگان او؟ پيامبر پدر او بود و علي، همسر او و حسنين فرزندان او؟ ـ سلام‌الله عليهم اجمعين ـ «هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها».
مگر نه رضاي خداوند در گرو رضايت مرضيه بود و غضب خداوند در گرو خشم او؟ مگر نه
صديقه كبري، راز آفرينش زن بود، بهانه خلقت نسوان؟ مگر نه فاطمه شبيه‌ترين بود به رسول خدا؟ «ما رأيت احداً كان اشبه كلاماً و حديثاً من فاطمة برسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم».

چه كردند با تو كه اين تازيانه اعتراض جاودانه را ـ المخفية قبرا ـ بر پشت تاريخ روا دانستي.

اين است مظلوميت تو و به تبع، مظلوميت شيعيان تو.
كجا گريه كنند عاشقان تو بر مصائب تو؟ كجا اشك بريزند دلدادگان تو بر مظلوميت تو؟ و كجا ضجه بزنند فرزندان تو در فقدان تو؟
اين است مظلوميت تو و به تبع، مظلوميت شيعيان تو.

                                                                                           سيد مهدي شجاعي

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 20:47  توسط حمید اسدی  | 

سلام

با خراب شدن سرور ميهن بلاگ ، با پيشنهاد دوستان قرار شد كه مطالب وبلاگ قبلي رو در اينجا هم قرار بدم.

مطلب شماره (۴)

*************************

 کتاب فتح خون شهید آوینی را در ایام محرم میخواندم, وقتی شباهتهای مردم عصر خودمان را با مردم کوفه دیدم تازه فهمیدم که چرا دوست گرامیم میگفت:"تا من چنینم, خدا کند که نیاید".... اگر او بیاید نقصهای پنهان وجود ما نیز مانند کوفه 61 هجری رو میشود. آنها فریاد میزدند که "بیا یاری ات میکنیم" اما عاقبت آن شد که همه میدانیم و شنیده ایم. چه بدبختی بزرگی.... آدمهای دیگر هم به نوعی بدبخت بودند مردم مدینه,مکه, بصره, شام... آنها که کوچکترین صدایی در این هیاهوها از آنها شنیده نشد... مردم کوفه اما جنبشی از خود نشان دادند... عده کمی به خاطر اقامه حق و اکثرشان به طمع مقام و برای منافع خودشان... نیت که خراب باشد جرم آدم از آنها که ساکتند سنگینتر میشود و بدبختی بزرگتری دامن آدم را میگیرد.... حالا ما هم مدام فریاد میزنیم "امام زمانمان! بیا تا یاری ات کنیم" .... اما چقدر به یاران عاشورا شباهت داریم؟ کدام طرفی هستیم؟ حسینی یا یزیدی یا... نه .. دیگر یایی وجود ندارد.. آنها که سکوت کردند هم به نوعی با یزید همدست بودند... یزید را یاری کردند...

 حسینیها از دنیا بریده بودند. پیوندی با این دنیا نداشتند که در آن تیره شب آنها را به گریختن از بیابان بلا وادارد... همه عشقشان شهادت در راه حق بود... یقین داشتند به راهی که انتخاب کرده بودند. یقین...

ما چقدر به آنها شباهت داریم؟

وقتی چشم میگردانم و میبینم که در این آشفته بازار دنیا چه خبر است و بر ما چه میگذرد, از خودمان میترسم... نکند... نکند ما هم کوفیان سده پانزدهم هجری باشیم که قرار است اماممان را تنها بگذاریم و از اطرافش پراکنده شویم... با یک تهدید از سوی دشمن.. با یک وعده مال و مقام... همان لحظه به یادم آمد آیاتی را که بشارت پیروزی یاران حق را میدهد و روایاتی که خبر از پیروزی او میدهد و برپا شدن صلح و امنیت در دنیا... خدا عاشورا را تکرار نمیکند... یک عاشورا برای تمام تاریخ بس است... ایندفعه خدا دردانه هستی را نگه میدارد تا موقعی که زمینه برای پیروزی اش آماده شود... زمینه ظهور... زمینه ظهور خود ما هستیم که باید مهیا شویم. مشکل اینطرف قضیه است.

     " إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ "رعد-11

ما باید تغییر کنیم. الگوی تغییرمان چیست؟ یاران عاشورا... یاران امام عشق,حسین بن علی(ع), در روز واقعه. این سپاه خواه نا خواه مهیا خواهد شد. اگر ما حرکتی نکنیم جا میمانیم .... جا ماندن یعنی باختن... یعنی غرق شدن در فتنه های زمانه ظهور. باید شنا آموخت تا از امواج سهمگین آن زمان- که زمان انتخاب است- در امان ماند.

عاشورایی بودن یعنی چه؟ یعنی طوری زندگی کنیم که هر لحظه از آن بتوانیم بانگ الرحیل اماممان را اجابت کنیم. طوری که اگر او هم گفت برو ما شوق ماندن داشته باشیم.به  راحتی نمیتوان به اینجا رسید... مخصوصاً در عصر ما  که جاذبه های دنیا چندین برابر شده. از اینروست که امام علی (ع) سفارش فرمودند به جاذبه های دنیا دل نبندید. این اصلا آسان نیست.  باید تغییر کنیم و در تغییر جامعه هم سهیم باشیم.

 چقدر کار داریم!

 

                                                                                                                               "ضحي"

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 18:12  توسط حمید اسدی  | 

سلام

با خراب شدن سرور ميهن بلاگ ، با پيشنهاد دوستان قرار شد كه مطالب وبلاگ قبلي رو در اينجا هم قرار بدم.

مطلب شماره (۳)

***********************

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

آيا نديدى كه خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى‏كند، و خورشيد و ماه را مسخر ساخته و هر كدام تا سرآمد يعنى به حركت خود ادامه مى‏دهند؟! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (29)

اينها همه دليل بر آن است كه خداوند حق است، و آنچه غير از او مى‏خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است! (30)

آيا نديدى كشتيها بر (صفحه) درياها به فرمان خدا، و به (بركت) نعمت او حركت مى‏كنند تا بخشى از آياتش را به شما نشان دهد؟! در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه شكيبا و شكرگزارند! (31)

و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد)، خدا را با اخلاص مى‏خوانند; اما وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مى‏گيرند (و به ايمان خود وفادار مى‏مانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر پيش مى‏گيرند); ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! (32)

اى مردم! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر اعمال فرزندش را تحمل مى‏كند، و نه فرزند چيزى از كيفر (اعمال) پدرش را; به يقين وعده الهى حق است; پس مبادا زندگانى دنيا شما را بفريبد، و مبادا (شيطان) فريبكار شما را (به كرم) خدا مغرور سازد! (33)

آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در رحم‏ها(ى مادران) است مى‏داند، و هيچ كس نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد، و هيچ كس نمى‏داند در چه سرزمينى مى‏ميرد؟ خداوند عالم و آگاه است! (34)

سوره لقمان

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 17:58  توسط حمید اسدی  | 

سلام

با خراب شدن سرور ميهن بلاگ ، با پيشنهاد دوستان قرار شد كه مطالب وبلاگ قبلي رو در اينجا هم قرار بدم.

مطلب شماره (۲)

******************************

رب اشرح لي صدري....

به ياد آنها که زهر شوکران رااز دست دوست- چون شهدي گوارا سر کشيدند.

هميشه غزلهاي حافظ را ميخوانيم. از خواندنش لذت ميبريم. اما نميدانم چند در صد از ما هشدارهاي او را جدي ميگيريم.

"  نازپرود تنعم نبرد راه به دوست ... عاشقي شيوه رندان بلاکش باشد "

رندان بلاکش....

بلا...

شهيد آويني هم به همين حقيقت رسيده : " در حيات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقيانوس بلا نميتوان يافت. در ژرفناي اقيانوس بلا.... و عاشقان غواصان اين بحرند و اگر مجنون نباشند چگونه به دريا زنند؟..."

دُر حيات... اقيانوس بلا.... مجنون...

مجنون يعني عاشق... تا عاشق نباشي نيروي کافي براي غوطه ور شدن در اقيانوس بلا در تو نيست. غرق ميشوي. انتهاي اين راه مشاهده روي محبوب است. کسي که عاشق نباشد که اين همه راه را نميرود!  خيلي سخت است.

"در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کانجا ... سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت"

تازه بعد از خواندن رنجهايي که امثال شهيد مدق به جرم عاشقي متحمل شده اند , آدم ميفهمد که حافظ چه ميگفت. شوخي بردار نيست. " راهيست راه عشق که هيچش کناره نيست... آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نيست" ... معامله سختيست. اما آنچه در ازاي خونبها به عاشق داده ميشود خود محبوب است...

"گفتم خراج مصر طلب ميکند لبت ... گفتا در اين معامله کمتر زيان کنند"

حالا نميدانم بعد از اين حرفها باز هم امثال من جرآت ميکنند عشق محبوب را طلب کنند؟؟؟

اين معشوق دوست دارد در دل تو تک باشد. تا رقيبي در دل داشته باشد پا به آنجا نميگذارد. اگر رقيبي ببيند سخت آزرده ميشود. يا قهر ميکند يا اگر دوستت داشته باشد آن رقيب را از صحنه زندگي تو بيرون ميکند... دل ما را با اين همه معبود چه به دعوت نمودن چنان معشوقي؟ خيلي سخت است اندازه نگهداشتن در محبتهاي زميني.

اما کساني بوده و هستند که در اين بحر عميق ُدر حيات را يافتند. هر چه هست در همين اقيانوس است اگر از آن بگريزي و دل به خوشيهاي دنيا ببندي نميتواني به غايت خلقت خويش دست پيدا کني حتي گاهي انسانها در اين کناره گيري به جايي ميرسند که خداوند در سوره محمد  در وصف آنها ميفرمايد:

" وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ

كافران از متاع زودگذر دنيا بهره مى‏گيرند و همچون چهارپايان مى‏خورند، و سرانجام آتش دوزخ جايگاه آنهاست! (12) "

دو راهي سختيست. يک طرف دنيا با اين همه جاذبه. يک طرف خدا با آن همه سختي. يک طرف کفر يک طرف ايمان به غيب. همه چيز از همين ايمان به غيب شروع ميشود. اينجا راه آدمها از هم جدا ميشود. راه که انتخاب شد رهروان هر راه هم از هم متفاوتند. برخي مشتاق و ثابت قدم . برخي ملول و سست قدم. راه خدا را که انتخاب کني تازه اول راهي. بهشت را به بها دهند نه با يک تصميم در همان اول راه. خداوند در سوره آل عمران آيات 138 تا 142 ميفرمايد:

"اين، بيانى است براى عموم مردم; و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران! (138)

و سست نشويد! و غمگين نگرديد! و شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد! (139)

اگر (در ميدان احد،) به شما جراحتى رسيد (و ضربه‏اى وارد شد)، به آن جمعيت نيز (در ميدان بدر)، جراحتى همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها(ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مى‏گردانيم; (-و اين‏خاصيت زندگى دنياست-) تا خدا، افرادى را كه ايمان آورده‏اند، بداند (و شناخته شوند); و خداوند از ميان شما، شاهدانى بگيرد. و خدا ظالمان را دوست نمى‏دارد. (140)

و تا خداوند، افراد باايمان را خالص گرداند (و ورزيده شوند); و كافران را به تدريج نابود سازد. (141)

آيا چنين پنداشتيد كه (تنها با ادعاى ايمان) وارد بهشت خواهيد شد، در حالى كه خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است؟! (142)"

اين آيات ياد خيلي از بندگان صالح خدا را در زهن زنده ميکند. که در قله مرتفعي از آن حضرت ابراهيم (ع) قرار دارد که با تيغ رضاي خويش فرزند دلبندش را - به فرمان معبود- قرباني ميکند. (تصادفا کامل شدن اين مطلب در سالروز آن امتحان بزرگ صورت گرفت. (

و ياد خيلي هاي ديگر از ابتداي تاريخ تا کنون.

.... امام خميني فرمود"جنگ نعمت است"... شايد يک دليلش اين باشد که زمينه براي شناخته شدن همين بندگان فراهم شد. شهيد بابايي. شهيد چمران و.... و شهيد مدق.

" ضحي "

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 11:36  توسط حمید اسدی  | 

سلام

با خراب شدن سرور ميهن بلاگ ، با پيشنهاد دوستان قرار شد كه مطالب وبلاگ قبلي رو در اينجا هم قرار بدم.

مطلب شماره (1)

***************************

بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند.

 

خداوندا با نام تو آغاز مي كنم و پناه مي برم به تو از دست شيطان رانده شده. خدايا تو خود در اين راه دستگيرم باش و به كرمت من را در اين راه به خودم وا مگذار

 

خداوندا من به تو پناه مي برم از طغيان و هيجان حرص، و تندي و چيرگي خشم، و ضعفِ صبر و زياده خواهي در شهوت و هواهاي نفساني.

 

و پناه مي برم به تو از پيروي هوس هاي سركش نفساني، و انتخاب باطل بر حق و اصرار بر گناه و سنگين دانستن اطاعت الهي.

 

و پناه مي برم به تو از فخر فروشي و به خود باليدن ثروت اندوزان، و تحقير وكوچك دانستن تهي دستان، و بدرفتاري با زيردستانمان، و ناسپاسي نسبت به نيكوكارانمان.

 

و پناه مي برم به تو از اينكه ستمگري را ياري كنم ، يا ستمديده­اي را خوار گردانده و به خودش واگذارم، و در مورد علم، چيزي كه به آن ناآگاه هستم دم از آگاهي بزنم.

 

و پناه مي برم به تو از زشتي درون، و ناچيز دانستن گناه، و از اينكه شيطان بر ما چيره گردد، يا انحراف روزگار ما را منكوب و تيره  و تار نمايد.

 

و پناه مي برم به تو از شماتت و پوزخند دشمنان، و از نيازمندي به هم­نوعان، و از زندگي سخت و پر مشقت، و از مرگ ناگهاني بدون آمادگي و زاد و توشه.

 

خداوندا ! بر محمد(ص) و آل او درود فرست و به رحمت خودت همه مردان و زنان با ايمان را از همه آنچه گفته شد پناه بده، اي كسي كه مهربان­ترين مهربانان هستي.  

بخشي از فراز هشتم صحيفه سجاديه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 11:31  توسط حمید اسدی  |